هر آنکس که توان و امکانی داشت که مظلومیت این درماندگان را انعکاسی دهد فریاد کرد. اما گوئی واقعا نرود میخ آهنین در سنگ!من بی اثر بودن فریادها را هم میبینم اما بغض در گلو مانده نمیگذارد که به سهم ناچیز خود معترض اینهمه بی تفاوتی رهبری مجاهدین نسبت به شرایط دردناک و وخیم مجاهدین لیبرتی نشوم .بواقع قادر نیستم ذهن بیمار شما آقای مسعود رجوی را سر سوزنی درک کنم که چه ثمره ای را در این کشتار سفید در انتظارید. آیا نمیبینید که تمامی کشورها و حتی سازمان ملل چشم و گوش خود را گرفته اند و گوئی نه میبینند و نه صدای اعتراضی را میشنوند؟خود بخوبی میدانید که مانند جریان به آتش کشیدن به ظاهر انتخابی چند تن در اعتراض به بازداشت مریم رجوی، اینها هم با خط داده شده از سوی شما به سمت مرگ میروند. پس به این کشتار با یک پیام پایان دهید.لااقل برای یکبار هم که شده در مقابل نگاه خیره همه شاهدان با یک حرکت ، نمایشی از اعتقاد به ارزش جان انسانها بدهید.اما آقایان و خانمهای عضو شورای ملی مقاومت، تا کی به خاطر منافع حقیر زندگی روزانه خویش چشمتان را به اعمال غیر انسانی رجوی ها میبندید؟ اینکه دیگر شکنجه مخالفین نیست که چون در مقابل چشمتان صورت نگرفته بالکل منکر شوید. این کشتار در برابر چشم همگان است حتی شما!آیا نیمی از قلمفرسائی هائی که بر علیه مخالفان روشهای مستبدانه سازمان کرده اید ، در راه نجات جان این همه انسان درمانده و اسیر کرده اید؟تا کی فرافکنانه مسئولیت تمامی مصائب وارده بر مجاهدین و اعضاء و هواداران سابق و لاحق آنها را بگردن دیگران باید افکند؟ پس نقش رهبران سازمان از نظر شما چیست؟ همیشه دیگران مقصرند؟بدانید که شمانیز در این جنایات شریکید و روزی باید به ملت ایران پاسخگو شوید. حرکت کنید و حداقل یک برگه سفید نیز به کارنامه سیاه سکوت و بی خیالی چند دهه تان بیفزایید.متاسفم که آقای هزارخانی را در این سقوط میبینم. کجا رفته است آن قلم گویای شما؟ من خوب میدانم که شما اگر اعتراض کنید چه چیزها از دست خواهید داد ولی باور کنید جان اینهمه انسان درمانده ارزشش را دارد. قبل ار اینکه دیر شود حرکتی کنید.
جان انسانهای بسیاری در خطر است. اینکه آنها همه چیز خود را در طبق اخلاص به امید رهائی ملت ایران از استبداد قرون وسطائی و حکومت جهل و جنایت به سازمان تقدیم کرده اند به رهبری سازمان جواز کشتار آنها را نمیدهد.
آقای رجوی،
آنقدر برای آنها نطق کرده و خود را صاحب جسم و جان اعضاء خوانده اید که خود نیز بر آن باور کرده اید! پس قدم پیش گذارید و برای یکبار هم که شده به مسئولیتتان در قبال حفظ جان اعضاء سازمان عمل کنید.خطاب من در این فریاد به آقای مسعود رجوی و اعضاء شوراست چون کسانی که سازمان را میشناسند میدانند که مریم همانا منشی مسعود و پیش برنده خط و خطوط اوست و نه بیش. او هم تحت تعالیم رهبر عقیدتیش، از ریخته شدن خون مجاهدین پروائی ندارد. تا فرمان از مسعود نرسد او ندائی سر نخواهد داد. دریغ!