به دنبال اعلام آمادگی کشور آلبانی در پذیرش 210 نفر از اعضای مجاهدین به عنوان پناهنده، گروهی دیگر از اعضای مجاهدین در لیبرتی به این کشور منتقل شدند.به گزارش خبرگزاری فارس، در پی توافق سازمان ملل با دولت آلبانی مبنی بر انتقال 210 نفر از اعضای گروه مجاهدین به عنوان پناهنده به این کشور، جمعه گذشته نهمین گروه از اعضای حاضر در کمپ لیبرتی به کشور آلبانی منتقل شدند.بر پایه این خبر قبل از این مرحله تعداد 159 نفر از اعضای مجاهدین به کشور آلبانی منتقل شده بودند که در یک کمپ پناهندگی در «تیرانا» پایتخت این کشور نگهداری میشوند.بسیاری از اعضای منتقل شده به کشور آلبانی به دلیل فاصله گرفتن از شرایط ایزوله و کنترل سازمان خواستار جدایی از این گروه هستند و دیگر حاضر به پذیرش و عمل به دستورات سرکردگان این فرقه نیستند.بر اساس توافق دولت عراق و سازمان ملل قرار است تمامی سه هزار نفر اعضای گروه مجاهدین خاک عراق را به مقصد کشورهای پناهنده پذیر ترک کنند، اما تاکنون فقط آلبانی با ورود تعداد 210 نفر از اعضای این سازمان موافقت کرده است.
تروریستی منافقین جمعه گذشته پس از ورود به آلبانی از این گروهک جدا شدند.به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از پایگاه اینترنتی اشرف نیوز، این منبع اعلام کرد 159 عضو منافقین جمعه گذشته از پایگاه لیبرتی در عراق وارد آلبانی شدند و 70 عضو این گروهک از انتقال به پایگاهی که دولت آلبانی برای اعضای این سازمان تدارک دیده بود ، خودداری کردند.وی تاکید کرد دولت آلبانی نیز این افراد را که ضمن مخالفت با ادامه یک منبع مسئول در نخست وزیری عراق اعلام کرد 70 نفر از مجموع بیش از 159 عضو گروهک فعالیت در قالب این گروهک ، جدایی خود را از این سازمان اعلام کرده بودند به یک آپارتمان منتقل کرد.به گفته منابع اطلاع رسانی غربی دولت آلبانی اعضای منافقین را به پایگاهی نزدیک تیرانا پایتخت این کشور منتقل کرده است.
شماری از تروریستهای دستگیر شده در عملیات ارتش سوریه به ارتکاب بسیاری از جنایات وحشیانه در حق شهروندان و ارتش سوریه و تجاوز به تاسیسات و مراکز عمومی و تخریب آن و ربودن بسیاری از نظامیان و شهروندان و کشتن آنها با بریدن سرهایشان بنا به فتاوای تکفیری برخی شیوخ و دریافت پول و سلاح از چندین کشور منطقه ای اعتراف کرده اند.به گزارش مهر، تلویزیون سوریه اعترافات تکان دهنده چند تروریستی را که مرتکب جنایات وحشیانه ای شده اند، پخش کرد. ولید عبدالرحمن الشیخ در اعترافاتی که از تلویزیون سوریه پخش شد، گفت : دوستی به نام محمد خالد که همراه من در حال گذراندن خدمت سربازی بود، از ارتش فرار کرد و همچنان با من در تماس بود،او نیز مرا به فرار تشویق کرد، همچنین فردی به نام ابوعلی الغوثانی سرکرده گروه موسوم به کتیبه البراء وابسته به جبهه النصره هم مرا به فرار تشویق کرد.این تروریست گفت با درخواست الغوثانی برای فرار موافقت کردم و به آنها پیوستم، الغوثانی و سه نفر دیگر در مکانی در استان السویداء منتظر من بودند، آنها حقوق ماهیانه، 12 هزار لیر سوریه به من دادند.
من در حمله به ایستهای بازرسی ارتش در حومه درعا مشارکت داشتم.
وی افزود این گروه، یک اسلحه خودکار و مقادیری مهمات و 200 گلوله اضافه دادند، با آنها در حمله به ایست ارتش در حومه درعا و دو ایست ارتش در خربه غزاله مشارکت کردم، به طوری که بر این دو ایست مسلط شدیم و تمام سربازان ارتش را که تعدادشان 35 نفر بود، کشتیم و سلاحهای آنها را به غنیمت گرفته و تحویل جبهه النصره دادیم.این تروریست به شرکت در هشت عملیات آدم ربایی از جمله ربودن دو سرباز در خربه غزاله اعتراف کرد و گفت ما این دو سرباز را به روستای المسیفره بردیم که شیخ الزعبی، فتوای قتل آنها آن هم از طریق سر بریدن را صادر کرد، چرا که این دو سرباز با پیوستن به افراد مسلح مخالفت کرده بودند، من سرهای این دو سرباز را بریدم در حالی که افراد گردان البراء هنگام بریدن سرهای آنها، الله اکبر می گفتند.این تروریست افزود حسام الزعبی هم به نوبه خود سه نفر از ربوده شدگان را سر برید، ما برای بریدن سر هر فرد، 1500 لیره و برای هر حمله به ایست ارتش، دو هزار لیره دریافت می کردیم.خالد امین تروریست دیگر هم اعتراف کرد چندین عملیات شکار سربازان ارتش را با قناصه انجام دادم.
اعتراف به حضور تروریستهایی از افغانستان، پاکستان، لیبی و کشورهای دیگر
این تروریست عضو گروه موسوم به گردان شهداء الحجرالاسود وابسته به جبهه تروریستی النصره می گوید شیخ خالد برکات از من خواست با او کار کنم و حقوق ماهیانه 12 هزار و 500 لیره و پاداش دو هزار لیره ای هنگام حمله به هر ایست ارتش دریافت کنم که با این درخواست موافقت کردم و به مجموعه تحت امر وی پیوستم و یک اسلحه دریافت کردم.وی افزود به بسیاری از ایستهای ارتش در اردوگاه الیرموک و الحجرالاسود در حومه دمشق حمله کردیم و 15 سرباز ارتش را با قناصه کشتم.این تروریست می گوید همچنین دست به دهها عملیات سرقت و دستبرد به مراکز تجاری و انبارها زدیم، خالد برکات مسئول توزیع اموال مسروقه در میان ما بود، اما این اموال مسروقه برای تامین هزینه هایمان کافی نبود، به همین خاطر پول و سلاح کافی را از قطر دریافت می کردم، افراد مسلحی از افغانستان، لیبی، عراق، فلسطین و دیگر مناطق همراه ما بودند.
مشارکت در منفجر کردن دو خودرو در خان الشیح
خالد البیضه تروریست وابسته به گروه موسوم به گردان سیف الاسلام وابسته به جبهه النصره هم گفت سرکرده این گردان بشار عوض بود که از من خواست به گروهش بپیوندم، اما ابتدا از من خواست داوطلب خدمت در ارتش شوم تا سلاح دریافت کنم و بعد فرار کنم، زیرا او سلاح کافی در اختیار نداشت، بنابراین داوطلب ارتش شدم، اما نتوانستم سلاح به سرقت ببرم، فرار کردم و به گروه عوض پیوستم.این تروریست افزود آنها می گفتند عملیاتی را که ما به آن دست می زدیم، جهاد در راه خداست، اولین عملیاتی که شرکت کردم، منفجر کردن خودرویی در خیابان القصور در خان الشیح بود به طوری که به همراه چهار نفر، به جاسازی 500 کیلوگرم مواد منفجره در یک خودرو در مزرعه ابوعلاء البهلوانی در مقابل دریافت صد هزار لیره برای هر نفر اقدام کردیم.
وی افزود ما دومین خودرو بمبگذاری شده را در ایستگاه الاسکان در خان الشیح به منظور ایجاد رعب و وحشت در میان مردم منفجر کردیم، همچنین بارها به ایست های بازرسی ارتش حمله کردیم و بسیاری از سربازان را کشتیم، من خودم به تنهایی حدود 20 سرباز ارتش را کشتم.
مجاز دانستن فحشا و عمل منافی عفت برای ورود به بهشت ادعایی تکفیریها
وی در ادامه از یک رسوایی اخلاقی مدعیان اسلام گرایی و جهاد در راه خدا پرده برداشت جایی که گفت : عوض(سرکرده گروه تروریستی) پس از مدتی از من خواست یکی از زنانم را به منظور مشارکت در جهاد نکاح( مشروعیت بخشی تروریستها به عمل فحشا و جهاد خواندن آن) حاضر کنم، من سه زن داشتم، او به من گفت این کار جهاد در راه خداست و هر کس این کار را انجام دهد، به بهشت می رود، من هم یکی از همسرانم را به گروه آوردم.ین تروریست در ادامه گفت بمبهای دست ساز و سلاح و پول از طریق اردن توسط فردی به نام عبدالکریم الجاسم ملقب به ابوعمار به بشار عوض می رسید که وی سلاح و مهمات را در میان ما توزیع می کرد و بمبهای دست ساز را نزد خود نگه می داشت.به گزارش مهر، تروریست دیگری به نام صدام کحلان عضو گروه موسوم به گردان خلفاء الراشدین گفت فردی به نام محمد ا لشعال ابوعبدو سرکرده گردان بود که من در مقابل دریافت پنج هزار لیره در ابتدای کار و با حقوق 12 هزار لیره در ماه موافقت کردم به گروهش بپیوندم.وی افزود پس از 10 روز، کارت شناسایی که بر روی آن نام و کنیه و نام گردان و لشگر مربوطه به نام درع العاصمه(سپر پایتخت) را که عفو برعهده داشت، به من دادند.کحلان گفت در عملیاتی که گروه ما با همکاری گروههای دیگر در منطقه غوطه شرقی به ویژه در حران العوامید و حرستا انجام می داد، شرکت کردم و افراد مسلحی از لیبی، افغانستان، پاکستان و اردن شرکت می کردند و پول هم از ترکیه به دست سران گروهها می رسید و آنها در میان ما توزیع می کردند.
تعریف جهاد در راه خدا از نگاه آدمکشان / زنا با همسران مردان دیگر برای رفتن به بهشت
محمود موفق ریحان عضو گروه موسوم به گردان الطیر هم گفت صلاح العشی سرکرده گروه موسوم به لواء شهداء مدیره از من خواست به منظور مبارزه با نظام به آنها بپیوندم، زیرا این کار جهاد در راه خداست، او به من گفت حقوق ماهیانه برایم در نظر می گیرد، متقاعد شدم و به گردان الطیر پیوستم که احمد سعید ملقب به الطیر فرماندهی آن را به عهده داشت.وی افزود بعد از دریافت سلاح در حمله به یک مرکز نظامی در حرستا مشارکت کردم، ما حدود 500 فرد مسلح بودیم که در این عملیات، 11 سرباز را کشتیم، اما نیروهای حمایت از این ساختمان با ما مقابله و به سوی ما تیراندازی کردند که مجبور به عقب نشینی شدیم و تعداد زیادی هم از اعضای ما کشته شدند.این تروریست گفت ما 9 سرباز ارتش را از مرکز فنی ربودیم و آنها را نزد شیخ المدنی سرکرده دادگاه الشرعیه در مدیره بردیم، وی فتوایی داد که باید هر سرباز ارتش را که می گیریم، بکشیم، او همچنین فتوای جهاد نکاح(مشروعیت بخشی به فحشا و زنا) صادر کرد و از متاهلین خواست همسرانشان را به ایستهایی که افراد مسلح حضور دارند، بیاورند تا در جهاد نکاح شرکت کنند، به طوری که افراد مسلح برای مدت خیلی کوتاهی با آنها ازدواج کنند(اوج انحراف و فساد گروههای مسلح)این تروریست افزود بنا به درخواست العشی به دوما رفتم و خودرو بمبگذاری شده را آماده کردم و تحویل دو فردی دادم که پس از چند روز آن را در مراسم تشیع جنازه ای در منطقه جرمانا منفجر کردند که باعث کشته و زخمی شدن شمار زیادی از مردم شد.ریحان در پایان اعترافات خود اظهار داشت پس از مدتی دوباره به دوما رفتم و خودرو بمبگذاری دیگری را آماده کرده و به همان دو فرد در حموریه دادم که آنها آن را در منطقه القزاز دمشق منفجر کردند که بر اثر آن شماری از مردم کشته شدند.


فارس- بامداد چهارشنبه 21
شهریور ماه سال جاری اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه کمپ اشرف با خروج آخرین گروه اعضای
سازمان تروریستی منافقین برای همیشه از لوث وجود این فرقه پاکسازی شد و کمپ اشرف به طور کامل در اختیار ارتش عراق قرار گرفت. بر همین مبنا
بر آن شدیم تا گزارشی که چند ماه پیش از بخشهای آزاد شده این پادگان تهیه شده بود را
دوباره منتشر کنیم تا آن دسته از خوانندگانی که آشنایی چندانی با جغرافیا و محیط این پادگان و نیز رفتار فرقهای رهبران گروهک
تروریستی منافقین ندارند، بتوانند با نگاهی دقیقتر و ظریفتر بر آنچه طی 3 دهه گذشته در
این پادگان گذشته شناخت بهتری نسبت به این گروهک حاصل کنند.
مصادف با پایان سال گذشته (1391)
سفری به استان دیالی عراق داشتیم تا از نقاط آزاد شده کمپ اشرف که تحت اختیار
ارتش عراق بود گزارشی تهیه کنیم که حاصل این سفر در چند قسمت به خوانندگان
ارائه میشود. پادگان اشرف منطقهای نظامی در
استان دیالی است با ابعاد 6 کیلومتر مربع در 8 کیلومتر. این پادگان در سال 1364 از
سوی صدام به گروهک منافقین اهدا شد تا آنها خیانتهای خود علیه جمهوری اسلامی را در این پادگان سازماندهی کنند. البته صدام چندین پادگان
در بخشهای مختلف این استان در اختیار گروهک منافقین قرار داد. این پادگان از بخشهای مختلفی تشکیل شده
شامل قرارگاههای نظامی، سالن همایشها، آسایشگاه اعضا و... که جمعاً در بیش از 40 سوله گردهم آمده بودند، البته سران
منافقین تلاش بسیاری داشتند که این پادگان را به عنوان یک شهر معرفی کنند! بازوی رسانهای منافقین سیمای نفاق(سیمای آزادی) بازوی
رسانهای سازمان منافقین است که از فرانسه و پادگان اشرف اقدام به تهیه و پخش
برنامههای خود میکند. این شبکه ماهوارهای برنامههای خود را به 2 صورت پخش میکند، برنامههای تلویزیونی برای مخاطبان خارج از
اشرف و همان برنامهها، البته با تغییراتی بسیار برای اعضای سازمان در داخل اشرف.
براساس گفته جداشدگان، فیلمهایی
که برای مخاطبان خارج از اشرف به نمایش در میآمد یا سخنرانیهای رجویها، در
چند مرحله سانسور برای اعضای داخلی پخش میشود.
در این پادگان از سال 1364
فعالیتهای تروریستی و تخریبی زیادی علیه جمهوری اسلامی ایران و ملت عراق طراحی و
انجام میشد که این فعالیتها با خروج آمریکا از عراق در سال 2011 میلادی و اراده دولت عراق مبنی بر اخراج این گروهک تروریستی با مشکل
جدی روبرو شد و فرقه را با چالشهایی مواجه ساخت. منافقین پس از 25 سال فعالیت در اشرف مجبور
به ترک این پادگان و انتقال به کمپ لیبرتی (آزادی) در نزدیکی فرودگاه بغداد شدند تا از آنجا نیز به کشوری
ثالث
منتقل شوند.
با تخلیه بخشی از اشرف توسط
گروهک تروریستی منافقین فرصتی پیش آمد تا در این پادگان حضور داشته و از نزدیک با
آنچه طی 25 سال گذشته در اشرف گذشت آشنا شویم؛ البته هنوز بخشی از ساختمانهای
این اردوگاه در دست حدود 80 عضو رده بالای سازمان است که به زودی آنها نیز باید راهی لیبرتی شوند. صفحه گرامافونهای
خوانندگان رپ آمریکایی در بدو ورود به بخشهای تخلیه شده اشرف، اولین سوژه جذاب انبار اجناس منافقین بود که در آن اجناس
مستعمل خود را به فروش میرساندند. در این انبار بزرگ همه چیز پیدا میشد، از کامپیوترهای
کهنه و مستعمل گرفته که فقط سران سازمان حق استفاده از آن را داشتند تا مشروبات الکلی و صفحه گرامافونهای دهههای 60 میلادی با
تصاویر خوانندگان رپ آمریکایی. ستونهای ساخته شده از پوکههای خمپاره
ستونهای سولههای این انبار از
پوکه گلولههای تانک و توپ 106 میلیمتری ساخته شده که به یکدیگر جوش داده شده و نقش یک
ستون فلزی را ایفا میکنند.
بطریهای
مشروبات الکلی در پادگان «مجاهدین»
کیسههای تصفیه آب، چکمههای مخصوص
حملات شیمیایی (ش م ر)، شیشههای بزرگ مشروبات الکلی، خمپارههای بدون چاشنی، ماشینهای
بستنی ساز، وسایل آشپزخانه و تجهیزات مخصوص پخت کیک و ... از دیگر وسایل مستعمل در این انبار بود.
نکته جالب این بود که کمی
آنطرفتر گلدستههای مسجدی با شکوه جلب توجه میکرد که چند سال پیش و همزمان با حضور
آمریکاییها ساخته شده است.
یکی از اعضای خانواده منافقین
که حدود 4 سال است در پشت دیوارهای بتنی و حصارهای اردوگاه اشرف حضور دارد و در
این بازدید ما را همراهی میکرد با نشان دادن لنگه کفشی بچهگانه که در جابهجایی منافقین به جا مانده بود، عنوان میکند علیرغم
تلاش سران سازمان برای سرکوب عواطف انسانی و احساسات اعضا، در دستیابی به اهداف خود ناکام
ماندهاند.
به
گفته وی سران منافقین تلاش دارند تا با سرکوب احساسات اعضا، آنها را به ماشینهایی
بدل کنند که فقط مطیع رجویها باشند. در قسمتهای مختلف انبار، پوتینهای مستعمل زیادی به چشم میخورد. یکی از مادرانی که او نیز چندی
است در پشت این حصارها روز و شبهایش را در حسرت دیدار مجدد فرزندش سپری میکند، در
این باره گفت: به اعضای رده پایین دستور دادهاند که پوتینهای خود را حتی
هنگام خواب در نیاورند که این کار باعث عفونت انگشتان پای برخی از آنها شده بود.