قربانی اشرف ( فواد بصری )

فرقه مخرب رجوی

قربانی اشرف ( فواد بصری )

فرقه مخرب رجوی

حربه جدید منافقین برای بقا در عراق .

گروهک تروریستی منافقین برای بقای خود در عراق ادعاهایی را مطرح کرده است که مالکیت نیروگاه های برق استان دیاله از جمله آنها به شمار می رود.گروهک تروریستی منافقین همواره طی سال های حضور خود در عراق از شگردها و روش های مختلف برای بقا در این کشور استفاده کرده است.منافقین که شمارش معکوس آنها برای اخراج از عراق آغاز شده است این بار حربه جدیدی را برای کارشکنی در مسیر اخراج خود از عراق به کار گرفته اند.دولت عراق از 17 فوریه تا 16 آوریل حدود هزار 600 نفر از مجموع 3 هزار و 400 عضو منافقین را از اردوگاه اشرف به پایگاه لیبرتی در بغداد منتقل کرده است در حالی که بقیه اعضای این اردوگاه از ترک اردوگاه اشرف سرباز زده اند.انتقال به پایگاه لیبرتی به عنوان مقدمه ای برای اخراج کامل منافقین از عراق محسوب می شود تا پس از آن کمیساریای سازمان ملل متحد در امور آوارگان عملیات معرفی این افراد به عنوان آوارگان را آغاز کند تا از این طریق زمینه اسکان آنها در خارج عراق فراهم شود.گروهک تروریستی منافقین اخیرا با انتشار بیانیه ای خواستار تحویل اموال منقول و به غارت برده از مردم عراق واقع در اردوگاه اشرف شده است.منافقین همچنین دارایی های غیر منقول موجود در پایگاه تروریستی اشرف را بالغ بر ۵۰۰ میلیون دلار برآورد کرده و خواستار دریافت این مبلغ از دولت عراق شده است.به گزارش خبرگزاری براثا، "عدنان الشحمانی" عضو کمیسیون امنیت و دفاع پارلمان عراق در یک کنفرانس خبری از دولت عراق خواست که به خواسته گروهک تروریستی منافقین مبنی بر دریافت غرامت 500 میلیون دلاری از مسئولان عراق توجهی نشان ندهد.وی در ادامه گفت: این اموال متعلق به ملت عراق است که رژیم صدام 30 سال پیش آنها را در اختیار منافقین قرار داده بود.به گفته این نماینده عراقی، گروهک تروریستی منافقین در طول مدت اقامت خود در عراق یک سازمان تروریستی محسوب می شوند و این یعنی اینکه هیچ کشوری در دنیا آنها را نمی پذیرد و بنابراین پرونده این گروهک باید بسته شود و پرداخت غرامت به آنها نیز لزومی نخواهد داشت.در همین راستا دفتر حقوق بشر استان دیاله نیز هفته گذشته اعلام کرده بود شماری از ساکنان اردوگاه اشرف با انتقال خود به پایگاه لیبرتی بغداد مخالفت کرده اند چرا که به ادعای آنها دولت عراق برای انتقال منافقین شروط غیرقابل اجرایی را وضع کرده است.سرکردگان گروهک تروریستی منافقین ادعا کرده اند دولت عراق مانع از انتقال دارایی ها و املاک غیرمنقول آنها به بغداد شده است و در این رابطه تفاهم نامه بغداد و سازمان ملل درباره اردوگاه اشرف را اجرا نکرده است.منافقین ادعا می کنند دولت عراق قصد دارد 500 میلیون دلار اموال منقول و غیر منقول آنها را به نفع خود مصادره کند.منافقین همچنین در تلاش برای بقای خود در عراق مدعی شده اند اداره برق استان دیاله سعی دارد بر 4 نیروگاه تولید برق این استان که با هزینه گروهک منافقین احداث شده است سیطره پیدا کند.چنین ادعاهایی در حالی مطرح می شود که دارایی های این گروهک تروریستی توسط رژیم دیکتاتوری صدام و با غصب اموال ساکنان دیاله و اطراف آن در اختیار منافقین قرار گرفته است.به نظر می رسد منافقین با طرح چنین ادعاهایی تلاش می کنند با اصرار بر عدم ترک اردوگاه اشرف دولت عراق را به اعمال زور و خشونت علیه خود تحریک کنند تا از این طریق اولا زمان اخراج خود از عراق را به تعویق بیندازند و از سوی دیگر با مظلوم نمایی بر تاریخ پر از جنایات خود علیه ملت عراق و ایران سرپوش بگذارند.

 

رهایی از قفس تشکیلات .

رفتار ستیزه جویانه و تروریستی رجوی و دار و دسته اش زائیده اندیشه تمامیت خواهانه، ایدئولوژی دگم و تام گرای معطوف به قدرت محض است. طرح مبانی انگیزه های اصولی انتقاد از پدیده تروریسم و واکاوی نقادانه عملکرد و خط مشی تشکیلاتی فرقه مجاهدین بر پایه آموزه های عقلانیت مدرن، گویای افول و زوال تابوها و دگم های ذهنی و ایدئولوژیک دارو دسته رجوی است.
انحطاط ایدئولوژیک، بی آیندگی سیاسی و از هم گسیختگی تشکیلاتی گروه های تروریستی و خشنی چون فرقه رجوی در سالهای اخیر بیانگر طرد و انکار روش های خشونت طلبانه از سوی جوامع انسانی و ملل توسعه یافته و جایگزینی نوعی فلسفه انتقادی بر بنیان دیالکتیک به مفهوم تأثیرپذیری متقابل در پدیده های انسانی- اجتماعی بر تفکر و ذهنیت انسان مدرن را به اثبات رسانده است.
در بررسی تطبیقی مناسبات و روابط درون تشکیلاتی گروه های تروریستی در اقصی نقاط جهان، علیرغم تمایزات سطحی و شکلی مابین سازمان های تروریستی به یقین می توان گفت که به لحاظ ماهوی " مسخ هویت" افراد تشکیلاتی یک اصل و اجبار شناخته شده، مشهود و مشخص است.
در چنین شرایطی سازمان های تروریستی چون مجاهدین و القاعده با مخدوش نمودن و تسلیم اراده فعال آدمی (عنصر تشکیلات)، مقام و منزلت حقیقی انسان ها مورد بی احترامی و اهانت واقع می شود و انسانیت مفهوم واقعی خود را از دست می دهد، این است فاجعه بزرگ روزگار ما که براستی اندیشمندان و متفکران عصر تحولات دموکراتیک از آن رنج می برند. زمینه سازی ذهنی و روانی برای اطاعت کورکورانه و اقدام به عملیات انتحاری یا خودسوزی افراد تشکیلات رجوی که براساس القائات سیستماتیک رهبری و سران فرقه مجاهدین انجام می پذیرد حاکی از این حقیقت تلخ است که شیوه بهره گیری از انسان ها در مناسبات درون گروهی مجاهدین به زیان آزادی، هویت انسانی و استقلال فردی عناصر تشکیلاتی است.
در آنالیز و واکاوی ایدئولوژی دگم، مناسبات فاشیستی و خط مشی تروریستی فرقه مجاهدین صرفاً نباید بر نابودی ارزش های انسانی و دموکراتیک مویه گری کرد و لب به انتقاد و ناخشنودی گشود بی آنکه راه حل عملی ارائه داد، بلکه اصولی ترین و منطقی ترین شیوه و رفتار در مواجهه با فرقه مجاهدین و در نقد و بررسی آن بایستی از شیوه تفکر و برداشت انضمامی مبتنی بر اندیشه باز، پویا، نظریه انتقادی و از ارائه راه های عملی، آنسوی خیال پردازی و اندیشه مجرد و انتزاعی سود جست.
شیوه معقول و منطقی در رهایی افراد و کادرها از سیطره ی اندیشه دگم و مناسبات غیر دموکراتیک در تشکیلات مجاهدین، نقد آگاهانه وعالمانه اندیشه معطوف به ترور و خونریزی، نفی رهبری کاریزماتیک و به چالش کشیدن آن براساس گفتمان مدرن و نیز اثبات بی منطقی "اسطوره سازی کاذب" در ذهن و روان افراد تشکیلاتی است.
زمینه سازی ذهنی و عینی برای خردورزی و رهایی افراد از محدودیت ها و حصارهای تنگ و بسته تشکیلات رجوی سودای به وجود آوردن مناسبات و روابطی است که آزادی فردی، خرد ورزی و انتخاب آگاهانه تحت هیچ شرایط غیردموکراتیک، توجیه غیرانسانی و روش های غیراخلاقی توسط نیروهای سرکوبنده و بازدارنده ی درون تشکیلاتی فرقه رجوی نابود و متلاشی نگردد. به بیان دیگر براساس مولفه های اندیشه سیاسی عصر روشنگری و نظریه های منتقد در رابطه با مناسبات آمرانه، اندیشه توتالیتر و روش های فاشیستی، انسان موجودی تک ساحتی تلقی نشود و منحصراً ضوابط و ارزش های تشکیلاتی زمام مقدرات او را به دست نگیرند.
طریقه و سیره عملی در مبارزه با شیوه های اعمالی و بازدارنده فرقه تروریستی رجوی، آگاهی " افراد تشکیلاتی" از چگونگی وضع و موقعیت خود در جهان است. نیل به این آگاهی در کادرهای تشکیلات رجوی به خصوص در افراد مستقر در قرارگاه اشرف، نیروی طرد کننده و منفی پدید می آورد که مبدا تفکر و یا نظریه و افکار انتقادی افراد خواهان جدایی از فرقه مجاهدین است. بی شک کمک به ایجاد شرایط ذهنی و عینی استمرار اندیشه انتقادی در ذهن و روان افراد تشکیلاتی مستقر در قرارگاه اشرف، انگیزه کشاکشی بین عناصر تشکیلات با رهبری و سران فاشیست آن خواهد شد که براثر آن سرانجام تحولی راستین در کیفیت ذهن و روان افراد تحت سلطه فرقه مجاهدین به وقوع خواهد پیوست. این تحول راستین، افراد مستقر در قرارگاه اشرف را به آرامش خاطر و آزادی حقیقی رهنمون خواهد ساخت.
و حال با انتقال این اعضاءِ به کمپ ترانزیتی لیبرتی فرصت مناسبی است که آنها را از قید و بندهای تشکیلاتی و ایدئولوژیک رجوی جدا کرد و فرصت آزاد اندیشیدن و آزادانه تصمیم گرفتن را به آنها داد که قطعاً آزاد اندیشی نتیجه ای جز خروج جسورانه از تشکیلات را در پی نخواهد داشت.

 

 

 

 

سازمان مجاهدین خلق گروه اپوزیسیون معتبری در ایران نیست،

   

 

دادگاه عالی انگلستان، مریم رجوی را اخراج کرد

سازمان مجاهدین خلق گروه اپوزیسیون معتبری در ایران نیست، وزیر امور خارجه انگلیس، به این نتیجه رسیده که ادامۀ اخراج مریم رجوی از انگلیس، تنها بر پایۀ زمینه های سیاست خارجی نیست، بلکه بر اساس امنیت بریتانیا تصمیم گیری شده است.

به دنبال درخواست فرجام خواهی خانم مریم رجوی سرکرده منافقین از کشور انگلستان برای صدور روادید برای او و گروه تروریست همراهش، دادگاه عالی انگلستان، دادخواست او را رد کرده و موارد و مستندات را در مورد عدم ارائه روادید انگلستان به نامبرده اعلام کرده است.
اگر چه برخی اظهارات و نظرات وزیر امور خارجه انگلیس و همچنین کارشناسان و رسانه های این کشور، در مورد دلایل تداوم اخراج مریم رجوی از انگلستان، مورد قبول مانیست، اما از آنجا که لازم است اسناد مربوط به تحلیل مقامات این کشور به دقت بازخوانی شود، مطالب تقریبا به طور کامل ترجمه شده است تا دلایل این رای دادگاه عالی انگلستان به شکل دقیق بررسی شود.
لذا پیشاپیش، نسبت به اظهار برخی واژه ها وجملات از زبان مقامات و کارشناسان انگلستان، پوزش می خواهیم.
به گزارش بولتن نیوز از لندن و اطلاعات رسیده، مریم رجوی ابتدا به خاطر رهبری یک سازمان تروریستی در سال 1997 از انگلستان اخراج شد. او در عمل رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران (PMOI) باقی ماند، گروهی که به طور گسترده با  نام فارسی «مجاهدین خلق»، شناخته می شود. که در مکاتبات، به نام اختصاری MeK اکتفا می شود.
مریم رجوی همراه با همسرش، مسعود رجوی، بطور مشترک از سال  1985 تاکنون ریاست گروه  را بر عهده دارند. از سال 1989 تا 1993 وی دبیر کل سازمان مجاهدین خلق بود. همچنین از سال 1993 «رئیس جمهور منتخب» شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) نیز بوده است!. شورای ملی مقاومت به عنوان جنبشی وسیع تر وگسترده تر از سازمان مجاهدین خلق تاسیس شده، اما تحت تسلط منافقین است و همچنان زیر سلطۀ این گروه باقی مانده است. برخی از ناظران، از جمله در دولت ایالات متحده ، این دو را با یک نام مستعار معرفی می کنند و به جای یکدیگر بکار می برند.سازمان منافقین از اوایل دهۀ 1980 تا سال 2001 یا 2002، و بویژه از سال 1986 عمدتا از پایگاه خود در 60 مایلی شمال بغداد، عراق (قرارگاه اشرف)؛ فعالیت های خشونت آمیزی علیه ایران انجام می داد.

ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق، در گزارش کشوری وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا درمورد تروریسم 2010؛ به عنوان "آمیزه ای از مارکسیسم، فمینیسم، و اسلامگرائی"،توصیف شده است.منافقین با دولت پس از انقلاب ایران در تقابل بود و بخش عمده ای از تیم رهبری اولیۀ این سازمان خیلی زود از هم پاشیده شد. در سال 1981، رهبری و برخی از اعضای آن از ایران فرار کرد. بخش رهبری در پاریس اسکان یافت و در طول جنگ ایران و عراق از همانجا حمایت های خود را از عراق آغاز کرد.
در سال 1986، پس ازآنکه کشور فرانسه رژیم ایران را به رسمیت شناخت، سازمان مجاهدین خلق مقر فرماندهی خود را به عراق منتقل کرد. و درنتیجه فعالیت های تروریستی این سازمان درمقابل ایران افزایش یافت. سرانجام به دلیل فعالیت های تروریستی فعالان این سازمان، در 29 مارس 2001 و به موجب قانون مبارزه با تروریسم 2000 ؛ این سازمان به گروهی تروریستی و غیر قانونی در انگلستان مبدل شد.