اگر من امکانات داشتم یک کتاب قطور از شکنجه
هایی که سازمان بر سر امثال من و هزاران زن دیگر آورده بودند می نوشتم تا ملت ایران بدانند این مجاهدین چقدر کثیف هستند اما کسی جرات گفتن آن ها را ندارد.دخی عبدی مجری شبکه سلطنت طلب “ایران آریایی به گفتگو با یکی از فرماندهان سابق مجاهدین خلق در پادگان اشرف که توانسته بود بعد از مشکلاتی عدیده از این سازمان جدا و از پادگان اشرف فرار کند، پرداخت.وی که خود را به نام مستعار “یلدا” معرفی نمود و از طریق “اسکایپ” سخن می گفت درباره پیوستن خود به گروهک منافقین گفت: «من به خاطر دشمنی که با جمهوری اسلامی داشتم در زندان های ایران بودم اما با مرخصی ۱۰ روزه که گرفتم توانستم از ایران فرار کنم و وارد خاک عراق شوم و به خاطر کمبود محبت هایی که داشتم به سرعت جذب رفتار های به ظاهر انسانی مجاهدین شدم و از مناسبات آن ها خوشم آمد تا اینکه بعد از طی مراحلی وارد سازمان شدم. وی افزود: «از زمانی که در سال ۱۳۶۴ مسعود رجوی ، مریم رجوی را به عنوان مسئول اول سازمان انتخاب کرد و از همان روز اذیت و آزار سازمان علیه اعضای خود شروع شد و آن ها به بهانه های مختلف نیروها را مورد شکنجه قرار می دادند و بعضی مواقع تا ۳ ماه کسی حق نداشت همسر خود را ببیند و حتی کسانی هم که فرزند داشتند فقط هفته ای یک روز بچه خود را می دیدند. این خانم در ادامه با اشاره به تناقض های رفتاری گروهک منافقین افزود: «بعد از مدتی که فعالیت ها در سازمان ادامه داشت قانون جدیدی مبنی بر طلاق گرفتن تمامی همسران از یکدیگر صادر شد و اسم آن را انقلاب درونی گذاشتند اما خود مسعود رجوی چنین کاری را نکرد و این از تناقضات سازمان بود که همیشه فکر من را مشغول می کرد و جرات گفتن آن را نداشتم. سازمان مجاهدین ادعا می کند طرفدار حقوق بشر و آزادی است اما این چیز ها را حتی در قبال نیروهای خودش رعایت نمی کند. جمهوری اسلامی مجاهدین را ستون پنجم عراق می دانست و این چیزی بود که واقعیت داشت و مجاهدین از صدام تجهیزات گرفته بودند که بر علیه جمهوری اسلامی مبارزه کنند. سازمان مجاهدین با کشوری دوستی کرده بود که این کشور با ملت ایران در حال جنگ بود و مردم ایران در خط مقدم جبهه ها هر روزه کشته می شدند اما سازمان به ملت ایران پشت کرد و دست دوستی به صدام داد. تمامی این مسائل برای ما سوال بود و همیشه حیران بودیم از دیدن این همه تناقضات گوناگون و هیچوقت جرات گفتن آن ها را نداشیم.»
او در خاتمه افزود: «وضعیت وخیم ما همینطور ادامه داشت تا آمریکا به عراق حمله کرد و ارتش عراق شکست خورد و سازمان نیز دچار افسردگی شدید شد و اکثر نیروها دیگر تمایلی به همکاری با مجاهدین نداشتند و من درخواست خروج از سازمان را کردم اما به جای موافقت با درخواستم ازآسایشگاه به یک اتاقی منتقل شدم که اسم آن را کمپ گذاشته بودند و هیچگونه امکانات رفاهی در این اتاق از قبیل آب و حمام و توالت و حتی در گرمای طاقت فرسای عراق یک پنکه در اختیار من نگذاشته بودند. به طوریکه یک ماه نتوانستم حمام بروم و لباس های خودم را عوض کنم. هر ۴ روز یک بار یک غذای ناچیزی به من می دادند تا فقط زنده بمانم و حدود ۸ ماه در این اتاق زندانی بودم و یک روز یک خانمی به این اتاق آمد و تا می توانست شکنجه و آزار و اذیت کرد و چنان الفاظ رکیکی در مورد من به کار برد که هنوز پس از سال ها یادآوری آن برایم سخت است و لرزه بر اندامم می اندازد. زمانیکه در زندان جمهوری اسلامی بودم ناراحت نبودم چون با حکومت اسلامی دشمن بودم و به مسئولین کشور اهانت می کردم اما با سازمان مجاهدین هیچ دشمنی نداشتم و همیشه با آن ها علیه جمهوری اسلامی همکار ی می کردم و در اکثر عملیات های شرکت کرده بودم اما آن ها اینطور مرا شکنجه می کردند. بعد از گذشت ۸ ماه به اتاق دیگری منتقل شدم که کاغذ هایی جلویم گذاشتند و گفتند باید آن ها را امضا کنی تا بتوانی از پادگان اشرف خلاص شوی و از طرف من نوشته بودند که من اعتراف کرده ام یک زن فاحشه و هرزه ای هستم و اکثر مرد های سازمان را به انحراف کشیده ام و من هم به خاطر خلاصی از این زندان مجبور به امضا شدم و خلاص شدم. اگر من امکانات داشتم یک کتاب قطور از شکنجه هایی که سازمان بر سر امثال من و هزاران زن دیگر آورده بودند می نوشتم تا ملت ایران بدانند این مجاهدین چقدر کثیف هستند اما کسی جرات گفتن آن ها را ندارد. جنایت های مسعود رجوی در سینه های ما مدفون شده است و باید یک روزی آشکار شود.»
در پی انتشار فهرست سیاه وزارت خزانه داری آمریکا، نام گروه تروریستی مجاهدین برای نهمین سال متوالی در این فهرست قرار گرفت.به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان، فهرست سیاه وزارت خزانه داری آمریکا که به اختصار «SDN» نامیده می شود شامل اشخاص، نهادها و یا سازمانهای ممنوع المعامله است و انتشار آن توسط دفترکنترل دارایی های خارجی وزارت خزانه داری آمریکا صورت می گیرد.بر پایه این خبر وزارت خزانه داری آمریکا برای اولین بار در سال ۲۰۰۳ ضمن استناد به اطلاعات وزارت امور خارجه این کشور سازمان مجاهدین خلق را به عنوان یک گروه تروریستی شناخته و همچنین اعلام کرد که شورای ملی مقاومت نیز سازمان پوششی آن است و در فهرست سازمان های ممنوع المعامله قرار داد.بر این اساس تمامی دارایی های مجاهدین در ایالات متحده آمریکا مسدود شده و هرگونه معامله با این گروه برای تمام آمریکایی ها ممنوع اعلام شد.گفتنی است مجاهدین همچنین به عنوان یک گروه تروریستی در لیست وزارت خارجه آمریکا هم قرار دارند و یکی از اولین گروه های تشکیل دهنده این لیست در سال ۱۹۹۷ هستند.
حالا اوضاع با تغییر180 درجه ای، رجوی را چنان
خوار و ذلیل کرده است که مزدوری و نوکری آمریکا و
پادویی صهیونیسم را به جان و دل می پذیرد و لب به اعتراض و انتقاد و مبارزه با
آمریکا و اسرائیل نمی گشاید. آری این است آن همه ادعای پوچ و توخالی و
نبرد با دشمنان خدا و خلق که رجوی و سران فرقه از آن سخن می راندند. ببینید
سازمان مجاهدین دیروز و فرقه بعثی، صهیونیستی و امپریالیستی امروز
به چه حال و روزی افتاده که مسعود و مریم چنگ بر در و دیوار کاخ انداخته
و لحظه ای از اوباما و اربابان ریز و درشت که در واقع دشمنان مردم ایرانند،
دل نمی کنند و جدا نمی شوند.
اگر
بگویم و بنویسم که رجوی و رجوی ها سگ زنجیری آمریکا شده اند، گزاف نیست و دروغ نگفته و
تهمت نزده ایم، واقعیت همین است. به صفحات سایت های اینترنتی، نشریات،
صدا و سیمای تروریستی فرقه نگاه کنید و سخنرانی و پیام های مسعود و مریم
رجوی، همدستی با اجانب و همکاسه ای با دشمنان ایران به وضوح عیان است. به
ماهیت پلید و انحراف جبران ناپذیر رجوی پی خواهید بُرد، گویی رجوی نماینده
و سخنگو و معاون تام الاختیار آمریکا و اوباما، اسرائیل و ناتانیاهوست.
آمریکا
برای حفظ منافع سیاسی اقتصادی اش از فرقه رجوی بعنوان اهرم فشار و سگ هار و تازی
شکاری استفاده می کند، هر بار که بخواهد او را به بند می کشد و افسارش سفت و سخت
می نماید تا نجنبد، گاه به حال خود رهایش می کند تا چون گرگ به جان
مردم ایران و عراق افتد، روزی از حمایت او سخن می گوید و فردایش به افشاگریش
می پردازد، درست مانند القاعده و دیگر گروههای تروریستی که خود بانی و حامی
تأسیس و تشکیل آنها بوده تا به اهدافش برسد. و بعد دیدیم بر آنها چه
رفت. سیمور هرش، خبرنگار ۷۵ ساله هفته نامه نیویورکر طی چهار دهه گذشته و یکی از مشهورترین روزنامه
نگاران آمریکا ، می گوید گروهی از اعضای ‘سازمان مجاهدین خلق’ در
زمان ریاست جمهوری جورج بوش در خاک آمریکا آموزش نظامی دیده اند. آموزش ها
در زمینه مخابرات، استفاده از رمز، سلاح و تاکتیک های نظامی بوده است. آقای هرش در گزارشی
در هفته نامه نیویورکر به نقل از مقام های سابق نظامی و اطلاعاتی آمریکا
نوشته این آموزش ها حدود هفت سال پیش شروع شده و شش ماه ادامه داشته است. به نوشته او تعدادی
از اعضای این سازمان در سال ۲۰۰۵ در سایتی واقع در ۱۰۰ کیلومتری لاس وگاس در ایالت نوادا که زمانی
محل آزمایش های هسته ای بوده و اکنون برای آموزش عملیات ضدجاسوسی استفاده
می شود، آموزش دیده اند. پیشتر گزارش شده بود که دو مقام آمریکایی به شبکه
تلویزیونی “ان بی سی” گفته اند، ترور دانشمندان ایرانی با حمایت و طراحی
موساد سازمان اطلاعات اسرائیل و توسط سازمان مجاهدین خلق اجرا می
شود.
بر
اساس مقاله جدید منتشر شده در نیویورکر که توسط روزنامه نگار معروف آن سیمور هرش نوشته
شده، دولت بوش از سال 2005 پول و سلاح در اختیار مجاهدین خلق قرار می داده و
حتی در پایگاهی در صحرای نوادا به آنها تعلیم می داده است.
آمریکا
تاریخچه ای طولانی از مسلح سازی شورشیان و تروریست های تمام عیاری را دارد که برای
جنگیدن بر علیه دشمنان ما حمایت شده اند. حتی اگر چنین سیاستی نتایج مثبتی
داشت که در اغلب موارد هم ندارد، در نهایت همین مبارزان مورد حمایت آمریکا
رویکردهایی ضد آمریکایی را دنبال کرده و با تشکیل چرخه ای از خشونت که سال
ها ادامه پیدا می کند، غیر قابل کنترل می شوند. نمونه بارز اتخاذ این
سیاست و پیامد های آن را در افغانستان شاهد بودیم. مکس فیشر" نویسنده مجله آمریکایی "آتلانتیک"،
عملکرد آمریکا در قبال مجاهدین خلق را در ذیل اشتباهات مکرر در
حمایت از گروه های ستیزه جو و تروریستی ارزیابی کرده و این فرقه را به
عنوان یک مهره سوخته که فاقد هرگونه پایگاه اجتماعی است دانست که حکایت
از آن نیز در بلند مدت به ضرر خود آمریکا می باشد. حمایت آمریکا از
مجاهدین خلق حتی باعث تخریب رویکرد مردم ایران نسبت به آمریکا خواهد شد. آمریکا
چطور می تواند مدعی شود که در کنار مردم ایران است، در صورتیکه از
گروهی تروریستی حمایت می کند که به مردم ایران حمله می کند؟ فیشر» در پایان با
اشاره به نگاه ابزاری به مفهوم تروریسم که امری رایج در نزد بسیاری از
سیاستمداران آمریکایی است بیان می دارد که در این صورت نیز حمایت از مجاهدین
خلق تنها می تواند منافع کوتاه مدتی داشته باشد. شاید این گروه بتواند
اطلاعات با ارزشی را در خصوص برنامه هسته ای ایران کسب کند اما در نهایت
تاثیرات طولانی مدت و غیر قابل پیش بینی این امر، می تواند بسیار مخرب باشد. آری، این است
واقعیت و ماهیت فرقه تروریستی رجوی که روزگاری برچسب ضد امپریالیستی را یدک می
کشید، امروز جیره خوار اجنبی شده اند.
چه کسی شما را بی خانمان و آواره کوه و بیابان کرد و ... فرقه اش ویران باد .
بدنبال انتقال و اخراج زندانیان اشرف و تصمیم
تغییرناپذیر و بلا وقفه دولت و مردم عراق مبنی بر
پاکسازی عراق از لوث بقایای رژیم بعثی عراق بالاخص فرقه تروریستیرجوی،
پیرعجوزه ی فرنگ نشین، پتیاره ولگرد پاریس به آه و فغان هیستریک آمده و از
بی خانمان سازی و کوچ اجباری ساکنان اشرف جیغ سر می دهد. بدون اینکه از خود
سؤال کند چه کسی جوانان ایران را با تبلیغات فریبنده بدام صدام انداخت و
تا امروز آنها را اسیر و گرفتار و آواره ی کوه و بیابان کرد؟ زوج نر و ماده
رجوی اگر ذره ای شهامت داشتند، می گفتند: منفورترین و فریبکارترین چهره
ضد بشری قرن محاصر هستند. عامل و باعث نسل فنا و خون های بناحق ریخته شده
همانا رجوی خدای قدرت طلب، مظهر خشونت و ترور و خودکامگی و استبداد مدرن است؛
بعد از سه دهه جنایت هنوز دست بردار نیست، برای گروگانهای فرقه
خواب های بسا تلخ تر و وحشتناک تدارک دیده و بر آنست تا بعد از زندان اشرف،
زندان و سلولهای بیشمار در اروپا و آمریکا و اسرائیل برای بردگان مظلوم تاریخ
بسازد و برپا کند.
ما از
مریم قجر می پرسیم، آیا ساکنان مفلوک اشرف تا امروز در زیر سایه منحوس رجوی ذره ای
آزادی و اختیار در انتخاب و عمل داشته اند؟ بدا بحال شعبده
بازان رهبرنمایی که برای عبور از بحران و بن بست دست به سوی رئیس جمهور آمریکا
و هر خس و خاشاکی دراز می کنند تا چند صباحی بیشتر بر مسند قدرت و ورطه
ذلت روزگار بگذرانند. مجاهدخوانده های بیچاره و آواره امروز باید دولت
آمریکا را مسئول حفاظت و حقوق اشرفی ها بداند. انگار آمریکایی ها از جرج
واشنگتن تا کارتر و بوش و اوباما مؤسس و بنیانگذاران سازمان بدفرجام
مجاهدین بوده اند. چند دهه است که رجوی با الفاظ و القاب و جملاتی تکراری و بی
اثر بازی می کند، هنوز دست از سر کنوانسیون چهار ژنو و کمیساریای عالی
پناهندگان ملل متحد برنداشته، در عالم خیال تروریست های آدمکش و بازماندگان
و همدستان صدام را پناهجویان می نامد، وقاحت و بی شرمی هم حدی دارد. مریم قجر آنچنان از
آمریکا صحبت می کند که گویی هنوز آمریکا کلانتر دیالی و بغداد و عراق است،
نمی داند دیگر کسی برای اشغالگران آمریکایی و اوباما تره هم خورد نمی
کند و اعتنایی به کاخ سفید هم ندارند، حال بگذار مسعود و مریم شبانه روزی
چنگ به کاخ سفید زنند و انتظار حمایت و توقع ماندگاری اشرف را داشته باشند،
زهی خیال پوچ و باطل که ذلیل مردی چون رجوی و عفریته زنی همچون مریم قجر
بدان گرفتارند. بارها گفتیم رجوی و دیگر گروههای تروریستی بر فضای
آشفته و موج ناآرامی های عراق سوار شدند و سالها خوردند و غارت
کردند و کشتند و بردند. حالا هم که ورق برگشت و
اشغالگران پا به فرار گذاشتند، رجوی نمی خواهد قبول کند که عراق دیگر جای
ماندن نیست. اگر باند رجوی در گوشه کشوری دیگر اینگونه فعالیت داشتند و در
کار دولتش دخالت، کارشکنی و سنگ اندازی می کردند، حتی یک روز هم به آنها
اجازه ماندن نمی دادند. دولت و مردم آن کشور مثل موش دُمشان را می گرفتند
و بیرون می انداختند. حالا سردسته تروریست ها زبان درازی می کند و از
حق و حقوق و اموال منقول و غیرمنقول و فلان و بهمان می گوید.
باز
هم تکرار می کنیم، رجوی خانواده ها را ویران و متلاشی و داغدار و آواره کرد، جوانان ساده
لوح میهن را با تبلیغات فریبنده به عراق کشاند و در دام خود و صدام گرفتار
کرد،با طلاقهای اجباری خانواده ها را متلاشی کرد